|
افشاگري از جلسه سران سابق ۳ قوه پيرامون مساله كروبي و شهرام جزايري ... جلسه تشكيل شده است . آقايان رؤسا همه در كنار هم روي مبلهاي استيل نسبتا قديمي نشستهاند . هركدام از آقايان با خود ۱ نماينده هم آوردهاند . بر لب هر كدام از اينان نيز به تناوب ، لبخندي مليح ميآيد و ميرود تا اينکه جلسه رسميت مييابد . يكي از حضار ، كه بعد معلوم ميشود منشي يكي از آقايان است ، به آرامي و متانت دولا شده ، چيزي به رييس خود گفته و دستهاي كاغذ و پوشه را روي ميزش ميگذارد . جناب رييس كه سيدي با ابهت به نظر ميرسد ، با ذكر بسمالله و خواندن آيهاي از قرآن درباره ي قسط و داد ، سخن خود را آغاز ميكند : « از زمان دستور قاطع براي رسيدگي به مفاسد كلان اقتصادي تاكنون چندين جلسه توسط شما آقايان و بنده تشكيل شده است . چيزي كه تاكنون کمتر به آن پرداخته شده و معضل كلي برنامههاي اين ستاد براي مبارزه با مفاسد است ، عدم باور مبارزه از جانب خود ماهاست . متأسفانه مشكل مفاسد اقتصادي امروز دامنگير خود ما هم شده است و با اين جلسات ، ما تنها در حال درجا زدن هستيم لذا به نظر من بهتر است در اين جلسه بيشتر درباره ي اصلاح خودمان و اطرافيانمان بحث كنيم كه چرا اين بلا دامن ماها را گرفته و چه كنيم كه از آن رهايي يابيم ...» . رييس جلسه همچنان در حال گفتن است كه ديگر عضو ۳ گانه ي جلسه كه شيخ جاافتادهاي هم هست و در خلال سخنان رييس جلسه ، چانه را جلو داده ، چشمانش را تنگ كرده و به دقت به صحبتهاي وي گوش ميداد ، بدون مقدمه و طوري كه انگار زبانش را در دهان گرد كرده و سخن ميگويد ، با صداي خشدار به سخنان رييس اعتراض كرده ، ديگر عضو اصلي ستاد مذكور ، كه او هم سيدي ميانسال است ، را خطاب قرار داده و ميگويد : « منظور ايشون چيه ؟ من فكر ميكنم ايشون با منظور خاصي اين حرفا رو ميزنن . جناب آقاي شاهرودي ! لطف كنين يه كم شفافتر حرف بزنين . ما اينجا جمع شديم مشكل كشور رو حل كنيم نه اينکه به همديگه تيكه بيايم . شفافتر آقا ، شفافتر » . رييس جلسه كه معمولا صورتش آميخته به ۱ خنده عادتگونه است ، كمي مليحتر ميخندد و رو به اين شيخ كرده و ميگويد : « حاج آقاي كروبي ! من منظور خاصي ندارم ، فقط در راستاي دستور جلسه ميخواستم عرض كنم كه اگه قراره مردم رو به تقوا و پرهيزكاري سفارش كنيم بهتره اينرو اول از خودمون شروع كنيم » . شيخ مزبور بدون آنکه از عصبانيتش كم شده باشد همچنان با زبان گرد شده در دهان و چانه پيش آمده از صورت و در حالي كه هر ۲ دست خود را با شتاب تكان ميدهد ، ادامه سخنان رييس را قطع كرده و ميگويد : « نه آقا ! من كه هالو نيستم . ما اومديم خيلي مسالمتآميز و اصولي راهكار براي اداره كشور ارائه بديم ولي شما ظاهرا تحت تأثير القائات دستگاه عريض و طويل خودتون قرار گرفتيد و اين نمايشهاي همهشبه تلويزيون رو هم ميخوايد به اينجا بكشونيد . اصلا من به همين نمايشهاي شما اعتراض دارم و بهتره كه تو همين فرصت اونا رو مطرح كنم . همين آقاي خاتمي در جريان اعتراض بنده هم هستند و البته اگه ايشون هم اعتراضي دارند بهتره همينجا مطرح كنند . من از زمان امام مورد وثوق ايشون بودم ، همه ي مردم و مسؤولان هم شاهد هستند . يه آدم انقلابي و مبارز . حالا شما بدون در نظر گرفتن جايگاه بنده و اقبالي كه نسبت به من وجود داره اين خيمهشببازيها رو تو تلويزيون راه انداختيد كه چي بشه ؟! آقاي خاتمي ! ببينيد ! اگه من اون روز اومدم خدمت شما و گفتم اين جريانات از جاهاي ديگه داره هدايت ميشه واسه همين چيزاس . حالا ما اومديم اينجا كه اين حرفا رو بشنويم ! » رييس پيش از آنکه شيخ حرف خود را ادامه دهد خطاب به ۲ عضو ديگر ستاد ميگويد : « اولا كه بنده منظور خاصي نداشتم ، در ثاني شما هم بهتره آرامشخودتون رو حفظ كنيد كه موضوع اصلي جلسه رو پي بگيريم » . شيخ باز هم در صحبتهاي وي پريده و ميگويد : « چه جلسهاي آقاجان ؟! » رييس جلسه با همان متانت قبلي و لبخندي كه حالا ديگر كمي تصنعي به نظر ميرسد ميگويد : « والله ما نميخواستيم اشاره مستقيمي به برخي موضوعات بشه . بنده وظيفه داشتم ولو در لفافه بعضي مهمات رو به عرض آقايون برسونم اون هم بنابر وظيفه ديني خودم . ولي حالا اگه شما اصرار به اين مسأله داريد كه موضوع بازتر بشه بنده هم مانعي نميبينم . فرد غريبهاي هم در بين ما نيست . اون دوربين هم متعلق به خود قوه است كه برنامه ضبط شده رو با اعمال نظر ما براي بخشهاي خبري سيما ميفرسته » . رييس سري چرخانده و منشي خود را ، كه در طرف ديگر سالن نشسته ، فراميخواند . منشي مثل قبل كمي خم ميشود تا صداي آرام رييسش را بهتر بشنود . چند لحظهاي چند جمله رد و بدل ميشود و سپس منشي با احترام از سالن بيرون ميرود . فضاي جلسه خيلي سنگين شده و حضار همگي در سكوت به سر ميبرند . چند لحظه بعد ، منشي همراه با ۱ دستگاه ضبطصوت متوسط و نوار كاستي كه در قابش قرار دارد وارد سالن ميشود . از رييس اجازه گرفته آن را در نزديكي محل استقرار ۳ عضو اين ستاد قرار داده و ۲ شاخه برقش را هم به جعبه سيار تقسيم برق دوربين تصويربرداري ميزند . بعد كاست به دست در همانجا منتظر دستور رييس ميماند . رييس اينبار با لحني جديتر ، كه ديگر خندهاي هم با آن همراه نيست ، رو به ۲ عضو ستاد كرده و ميگويد : « بنده خيلي مايلم مسايل بدون آنکه به مچگيريهاي سياسي آغشته بشه و رسانهها هم از اون مطلع بشوند در بين خود ماها حل و فصل شه ، ولي بعضي اوقات اين موضوعات بهقدري پيچيده ميشه كه ما رو مجبور ميكنه مستقيما به برخي حوادث اشاره كنيم . نمونهاش همين مكالمهايه كه حاج آقا كروبي بايد بيشتر از ما تو جريانش باشند . ولي متأسفانه تو هفته گذشته ايشون تمام توانشون رو گذاشتند و از تريبون مقدس مجلس هم عليه قوه ما اقدام به سمپاشي كردند و حالا هم اين حرفا رو ميزنند » . بعد رو ميكند به منشي خود و ادامه ميدهد : « آقاي چيز ! اين نوار رو بيزحمت روشن كن... صداش هم كمي زياد بشه » . شيخ همچنان كه چانه خود را جلو داده با حالتي عصبي به ضبطصوت خيره مانده و با ريش خود ور ميرود . سيد ميانسال هم در حالي كه يك ور روي مبل استيل محل جلوس خود تكيه داده ، چانهاش را روي دست خود قرار داده و حالت انتظار به خود گرفته است . صداي ضبطصوت با كمي آمبيانس و خش خش همراه است . مكالمهاي كه جملات اولش رد شده و حالا صداي زني نسبتا ميانسال از آن شنيده ميشود . « ... ما همه ي مدارك رو از بين برديم . حالا ديگه هيچ مدركي وجود نداره . هم اون 300 ميليون تومن و هم اون 200 ميليون تومن . شما هم بهتره همه چي رو كتمان كني . يعني به نفع خودته كه اين كار رو بكني » ! از آن طرف تلفن صداي جواني به گوش ميرسد كه سعي ميكند صدايش فقط براي مكالمهكننده قابل تشخيص باشد : « خب حاج خانوم ! من كه اين چيزا رو تو دادگاه گفتم . يعني چي كه من همه چي رو كتمان كنم . من اعتراف كردم...» ! مرد جوان ادامه مكالمه را دنبال ميگيرد : « خانوم كروبي ! آخه من...» . در حاليكه همه سر پا ايستادهاند ، سيد ميانسال در حالي كه رنگ سفيد صورتش به سرخي و زردي گراييده و با لحني خشمگين ميگويد : « اين چه كاريه آقاي شاهرودي ؟! اين چه وضعيه ؟! شما به چه حقي صداي مكالمه خانوم ايشون رو شنود كرديد ؟ اين كار شما عين مفسدهاس . اون وقت يه همچين جلسه مسخرهاي هم به پا ميكنيد كه جلوي چي رو بگيريد ؟ » رييس جلسه ، كه حالا كمي هم مضطرب به نظر ميرسد و سعي ميكند همچنان با وقار باقي بماند ، پاسخ ميدهد : « اجازه بفرماييد آقاي خاتمي ! اجازه بفرماييد . كمي به اعصاب خودتون مسلط بشيد . هيچكار ما هم مفسده نيست . قاضي پرونده قانوناً مجازه كه تمام مكالمات متهمش رو شنود و ثبت و ضبط كنه . اين مورد هم بنابر اون اختياري كه قانون بهش داده انجام شده و ... » . در حاليكه اين ۲ در حال جر و بحث هستند و ديگران نيز يا به اينها نزديك شدهاند يا با مجاوران خود مشغول تبادلنظرند ، يكي از حضار شتابان به سمت دوربين ميدود و خطاب به تصويربردار ميگويد : « خاموشه ؟ دوربين خاموشه ؟ » و پيش از آنکه صداي تصويربردار شنيده شود ، صفحه سياه ميشود ...! ( برگرفته از روزنامه وطن امروز ، با اندكي تغيير ) |
|